- آمار مطالب
- کل مطالب : 161
- کل نظرات : 35
- آمار عاشق ها
- کل عاشق ها : 5
- عاشق های آنلاین : 1
- آمار بازدید
- بازدید امروز : 4
- گوگل امروز : 0
- آی پی امروز : 1
- بازدید دیروز : 1
- گوگل دیروز : 0
- آی پی دیروز : 1
- بازدید هفتگی : 20
- بازدید ماهانه : 173
- بازدید سالانه : 391
- بازدید کل : 391
- اطلاعات
- امروز : پنجشنبه 05 شهریور 1405
- آی پی عاشق : 216.73.217.143
- مرورگر شما :

نپرسیدم چرا رفتی؟
فقط گفتم بری کی برمیگردی؟
ولی رفتی و دیگه برنگشتی...
نترسیدم تو تنهایی فقط ترسیدم
از اینکه نیایی ، دیگه شد باورم
که بی وفایی
بگو تنهام گذاشتی چرا؟
بگو دوسم نداشتی چرا؟
دلم را شکستی بی صدا چرا؟
دوست دارم به خدا ...

آ ه ه ه ه
دیگر نمی توانم راه بروم
نه دیگر توان راه رفتن در من نیست
دیگر نمی توانم قدم بزنم
وقتی تو نیستی
چگونه
چگونه قدم بزنم
جگونه کوچه هایی که باهم گذراندیم
من تنها بگذرانم
نه
در توان من نیست
کاش بودی
کاش بودی
کاش بودی تا گلویم پور از این بغض نشود
کاش بودی
کاش بودی
کاش بودی تا دوست داشته شدن را حس کنم
نه تو ماندیو
نه من
تو که رفتی
منهم رفتم از یادت

چه شبهایی با رویای تو خوابیدم
نفهمیدی
چه شبهایی که اسم تو رو لبهام بود
نمیشنیدی
چه شبهایی که اشکامو به تنهایی نشون دادم
از عمق فاصله آروم واسه تو دست تکون دادم
چه شبهایی با شب گردی
شبو تا صبح می بردم
نبودی ماه جون می داد
نبودی بی تو میمردم
چه شبهایی دعا کردم یه کم
این فاصله کم شه
یه بار دیگه نگاه من تو رویاهات مجسم شه
توی این خونه یخ می بست تن سرد سکوت من
چه قدر جای تو خالی بود
چه شبهای بدی بودن
گذشتن عمرو بردن
حالا من موندم و حسرت
چه قدر بی رحمه این دنیا
به این تقدیر بد لعنت...............

روز و شبم را گذراندم در قدر ناجا
هر روز می رفت و تکرار بود و باز فردا
هر روزش تنبیه داشت هر تنبیهش بسی سختی
یک شبش سرد و یک شبش در عطش گرمی
خدا نیارد آن روز را که نگهبان باشی
چشمان خسته و در انتظار افسر نگهبان باشی
روز ها قبل از سحر ز خواب برخاستن
شب ها تا دیر وقت بیداری و ساختن
شب و روزمان را کاری نکردن
جز تنبه دور برجک و گرد و خاک خوردن
چقدر سخت بود اوایل برای همه
برپا دادن ، نظافت ، صبحگاه و رژه
حال رسیده ایم به انتهای دوره همه
چشم انتظار روز آخر و پایان دوره
نمی دانم چه حالی خواهم شد بعد ها
با شنیدن نام مرکز آموزشی قدر ناجا
چه روز هایی داشتیم در قدر ناجا
در آن هادی شهر و شهر غم ها
عشق
همین خنده های ساده ی توست
وقتی با تمام غصه هایت میخندی
تا از تمام غصه هایم رها شوم ….
LOVE You
گاهی احساس می کنم روی دست
خدامانده
ام،خسته اش کرده
ام خودش هم نمی داند
با من چه کند!!!!






1034921099.jpg)



روژینا میگه:
خیلی باحال بود
در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404
لیدا میگه:
خوب که چی ؟؟؟!!!!!http://megalink.ir/
در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404
رها میگه:
رضا جان وبت خیلی عالی بود واقعا متنوع و جذاب
پاسخ:ممنون رها جان امیدوارم بازم به ما سر بزنی
در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404
بین بلاگ میگه:
ميخواي مطالب بازديد بيشتري داشته باشه
ميخوايي هميشه وبلاگ صفحه اول گوگل باشه
پس سايت رو روي بين بلاگ بساز
http://binblog.ir/
با امکانات پسشرفته
امکانات جديد:
انجمن ساز - اپلود سنتر - چت روم - امنيت سايت - ساخت ايميل
خبرنامه - قالب حرفه اي - تبادل لينک حرفه اي - انتقال مطالب
بزودي:
دامنه رايگان + کسب درامد + تبليغات رايگان
مديريت تبليغات + فروشگاه ساز + مترجم قالب خودکار
در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404
دخترک غریبه میگه:
وبلاگت قشنگه
پاسخ:ممنون از نظر شما دوست عزیز
در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404
مهدی میگه:
تصاویر خیلی عالیی هستن
در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404
حدیثه نق میگه:
درود بسیار وبلاگ تان زیباست شاد باشید یا حق
پاسخ:ممنون از شما
در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404
سحر میگه:
با سلام
با یک کلیک وبسایت خود را در سایت ما ثبت کنید و شاهد افزایش بازدید وبسایت خود باشید....
http://goo.gl/rI2y0J
در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404
هستی میگه:
خوب بود
پاسخ:ممنون بازم سر بزن
در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404
نیلوفر میگه:
بسیار عالی مطالبتون یکی از یکی قشنگتر و بهتره واقعا خسته نباشید و امیدوارم با موفقیت به کارتون ادامه بدید.
پاسخ:ممنون امیدوارم دوباره از ما سر بزنید
در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404